نور الدين جعفر بدخشى
پيشگفتار 17
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
بود » و « تابوت از چنين مسافت دور آورده مىشد » و تعجب كردن يكى از امراى شيخ سلطان محمّد حاكم پاخلى كه : « چگونه ممكن است در اين هواى گرم نعش على همدانى بو نگرفته باشد » . . . . حاكى است . ممكن است كه مريدان منتظر بودهاند تا جعفر بدخشى برسد و جنازه را بردارند . چنان كه بدخشى مىگويد : « فلاجرم در حال ممات به تاخير زيادت عذر دارد » . نور الدّين بعد از سيّد على همدانى به خدمت فرزند وى سيّد محمّد عقيدت خود را چنين ابراز نموده است : « اى دوست ! بدان كه سعى بسيار بايد نمودن و از انوار جناب سيادت رخشيدن و به قدم اخلاص به خدمت قرة العين جناب سيادت كه اوست بقيهء هديهء الهى و خلف سرادق پناهى البته البته . « 1 » آثار ديگر مؤلف : نور الدّين جعفر علاوه بر اينكه شرح احوال سيّد على همدانى ( ره ) را نوشته شرح يكى از غزليات مرشد خودش را نيز بنا بر خواهش پسر سيّد نگاشته و آن را جزو خلاصة المناقب قرار داده است . مطلع غزل اين است : از كنار خويش مىيابم دمادم بوى يار * زان همىگيرم بهر دم خويشتن را در كنار « 2 » صاحب كتاب « كشمير در زمان سلاطين » « 3 » اشتباه كرده و كتاب مناقب الجواهر را به نور الدّين بدخشى انتساب كرده است . 3 - ذكرى از تأليف ديگرى موسوم به « احباب » از نگارشات نور الدّين در مجالس المؤمنين « 4 » آمده است . 4 - و شرحى نيز از « اوراد فتحيه همدانى » موسوم به « شرح اوراد فتحيه » وجود دارد كه يك نسخهء خطى آن در كتابخانه دانشگاه پنجاب لاهور و يك نسخه در كتابخانه دار العلوم اسلاميه پيشاور نگاهدارى مىشود كه اسم شارح در اين نسخهها جعفر ضبط شده است و مولوى عبد الرحيم « 5 » در فهرست « لباب المعارف علميه مكتبه دار العلوم
--> ( 1 ) آ : برگ 103 - ب . ( 2 ) آ : برگ 79 - ب . ( 3 ) كشمير در زمان سلاطين ( اردو ) ، ص 17 . ( 4 ) نور اللّه شوشترى ، مجالس المؤمنين ، ص 311 . ( 5 ) مولوى عبد الرّحيم ، فهرست « لباب المعارف . . . . ، ص 373 .